سلاح نفتی چین در جنگ ایران و آمریکا
ذخایر عظیم نفت چین به پکن اجازه داده در بحرانها واردات را کاهش داده و بازار را تحت تأثیر قرار دهد. به گزارش راهبردمعاصر، سالها سرمایهگذاری چین برای افزایش ذخایر نفتی اکنون در جریان جنگ ایران و آمریکا به یکی از عوامل مهم ثبات نسبی بازار جهانی نفت تبدیل شده است؛ بهگونهای که پکن توانسته با کاهش قابل توجه واردات نفت خام و اتکا به ذخایر داخلی، بخشی از فشار ناشی از اختلال در عرضه خاورمیانه را جذب کند.
چین بهصورت رسمی حجم ذخایر راهبردی نفت خود را اعلام نمیکند، اما برآوردهای مختلف نشان میدهد مجموع ذخایر نفتی این کشور در محدوده یک تا 1.4 میلیارد بشکه قرار دارد؛ رقمی که معادل حدود 120 روز واردات نفت چین برآورد شده است.
این حجم ذخایر در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا کرده که چین حدود 70 درصد نفت مورد نیاز خود را از خارج تأمین میکند و از این نظر یکی از بزرگترین واردکنندگان نفت جهان بهشمار میرود.
چین چگونه از ذخایر نفتی خود استفاده کرد؟
با آغاز جنگ و اختلال شدید در تردد نفتکشها از تنگه هرمز، بازار جهانی انتظار داشت کاهش عرضه نفت خاورمیانه موجب جهش شدید قیمتها شود. اما بخشی از این شوک از طریق کاهش تقاضای چین جذب شد.
بر اساس گزارش رویترز، واردات نفت خام چین که طی پنج سال گذشته بهطور متوسط حدود 11.5 میلیون بشکه در روز بوده، از ماه آوریل به حدود 8 میلیون بشکه در روز کاهش یافته است. در واقع چین توانسته بخشی از نیاز پالایشگاههای خود را از ذخایر موجود تأمین کند و در نتیجه، کاهش واردات به معنای کاهش متناسب مصرف داخلی نبوده است.
همین موضوع یکی از عوامل مهمی است که به گفته تحلیلگران، مانع از جهش شدیدتر قیمت نفت در بازار جهانی شده است.
گزارش اخیر رویترز نیز نشان میدهد چین از زمان آغاز جنگ، حدود 400 میلیون بشکه کمتر از سال قبل نفت وارد کرده است؛ موضوعی که در کنار کاهش فعالیت پالایشگاهها، محدودیت صادرات فرآورده و افزایش استفاده از خودروهای برقی، چین را به یک مرکز مهم تنظیم تقاضای جهانی نفت تبدیل کرده است.
چین از «مصرفکننده بزرگ» به «خریدار شناور» تبدیل شد
اهمیت این تحول تنها به کاهش واردات چین محدود نمیشود. چین با ایجاد ذخایر گسترده، توانسته وابستگی خود به واردات را به یک ابزار قدرت تبدیل کند. در شرایط عادی، کشوری که حدود 70 درصد نفت خود را وارد میکند، در برابر افزایش قیمت یا اختلال در مسیرهای کشتیرانی آسیبپذیر است؛ اما وجود ذخایر بزرگ به پکن اجازه میدهد در زمان افزایش قیمتها یا اختلال در عرضه، خرید خود از بازار جهانی را کاهش دهد.
به این ترتیب، چین میتواند برای مدتی از نقش یک خریدار بزرگ و دائمی خارج شود و عملاً به یک خریدار شناور یا Swing Buyer تبدیل شود؛ یعنی خرید خود را متناسب با شرایط بازار افزایش یا کاهش دهد. این رفتار میتواند مستقیماً بر قیمت جهانی نفت اثر بگذارد؛ چرا که خروج چند میلیون بشکه در روز از تقاضای چین، فشار قابل توجهی بر بازار ایجاد میکند.
ذخایر چین؛ نتیجه یک برنامه چندساله
این موقعیت حاصل تصمیمی کوتاهمدت نیست. چین از سالها قبل برنامه گستردهای را برای افزایش ذخایر نفتی خود آغاز کرده است. پکن علاوه بر ذخایر دولتی، از ذخایر تجاری و الزامات نگهداری نفت توسط شرکتها نیز برای ایجاد یک حاشیه امن انرژی استفاده کرده است.
در نتیجه، امروز چین یکی از بزرگترین ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد؛ هرچند به دلیل عدم انتشار اطلاعات رسمی، رقم دقیق آن همچنان موضوع برآورد کارشناسان است.
برخی برآوردهای جدید حجم ذخایر چین را حدود 1.4 میلیارد بشکه میدانند. مؤسسه Baker Institute نیز با اشاره به همین برآورد، میگوید این میزان روی کاغذ معادل حدود 120 روز واردات چین است؛ هرچند ذخایر قابل استفاده در عمل ممکن است کمتر از این میزان باشد.
چرا این موضوع برای آمریکا مهم است؟
تحولات اخیر در بازار نفت یک تفاوت مهم میان چین و آمریکا را نیز برجسته کرده است. در حالی که ذخایر راهبردی آمریکا پس از برداشتهای گسترده به حدود 290 میلیون بشکه کاهش یافته و دولت ترامپ اکنون به دنبال بازسازی SPR است، چین در سالهای اخیر ذخایر نفتی خود را بهعنوان بخشی از سیاست امنیت انرژی افزایش داده است.
رویترز در گزارشی درباره تحولات بازار نفت نیز تأکید کرده است که کاهش تقاضای چین در کنار ذخایر موجود، یکی از عوامل مهمی بوده که اثر شوک عرضه ناشی از جنگ را محدود کرده است. به بیان دیگر، در شرایطی که آمریکا برای بازسازی ذخایر خود به دنبال نفت ونزوئلا است، چین از ذخایری استفاده میکند که طی سالهای گذشته انباشته کرده است.
آیا ذخایر چین میتواند قیمت نفت را برای همیشه پایین نگه دارد؟
پاسخ منفی است. ذخایر نفتی چین هرچقدر هم بزرگ باشد، نامحدود نیست. اگر چین برای مدت طولانی واردات خود را کاهش دهد و از ذخایر برداشت کند، در نهایت باید این ذخایر را دوباره پر کند.
اینجاست که رفتار چین میتواند اثر معکوسی بر بازار نفت داشته باشد.
در مرحله نخست:
برداشت از ذخایر منجر به کاهش واردات می شود و این امر منجر به کاهش تقاضای جهانی و در نتیجه کاهش فشار قیمتی بر نفت می شود.
اما در مرحله دوم:
بازسازی ذخایر منجر به افزایش خرید چین و در نهایت افزایش تقاضای جهانی و افزایش قیمت نفت خواهد شد.
بنابراین زمانی که پکن از مرحله کاهش واردات و مصرف ذخایر وارد مرحله بازسازی ذخایر شود، ممکن است خود به یکی از بزرگترین منابع تقاضای جدید در بازار جهانی تبدیل شود. به همین دلیل، تحلیلگران بازار نفت نهتنها میزان ذخایر چین، بلکه زمان آغاز مجدد خریدهای چین را نیز زیر نظر دارند.
ذخایر نفتی چین و سناریوی تایوان
اهمیت استراتژیک این ذخایر به جنگ خاورمیانه محدود نمیشود. چین سالهاست وابستگی خود به واردات انرژی را یکی از آسیبپذیریهای اصلی امنیت ملی خود میداند؛ بهخصوص با توجه به وابستگی بخش بزرگی از واردات نفت به مسیرهای دریایی و تنگههای راهبردی.
در صورت بروز بحران در اطراف تایوان، احتمال اختلال در مسیرهای تجاری و اعمال تحریمهای اقتصادی علیه چین وجود دارد. در چنین شرایطی، ذخایر نفتی میتوانند به پکن اجازه دهند برای مدتی بدون اتکا به واردات روزانه، فعالیت پالایشگاهها و اقتصاد داخلی را ادامه دهد.
از این منظر، ذخایر نفتی چین را میتوان بخشی از ظرفیت تابآوری اقتصادی این کشور در برابر تحریم یا اختلال در تجارت دریایی دانست. گزارش والاستریت ژورنال نیز ذخایر نفت چین را بخشی از تغییر رویکرد پکن در قبال امنیت انرژی و یک دارایی ژئوپلیتیکی توصیف کرده است.
اما چین هم محدودیت دارد
با وجود حجم بالای ذخایر، چین نمیتواند برای مدت نامحدود از بازار جهانی نفت فاصله بگیرد. برآورد Baker Institute نشان میدهد رقم 1.4 میلیارد بشکه، در محاسبات اسمی معادل حدود 120 روز واردات است، اما در عمل مدت زمان قابل استفاده ممکن است به 60 تا 90 روز کاهش یابد؛ چراکه پالایشگاهها و شبکه انرژی نمیتوانند بدون محدودیت ذخایر خود را مصرف کنند و باید حداقل سطحی از موجودی را حفظ کنند.
از سوی دیگر، چین همچنان بزرگترین واردکننده نفت جهان است و حتی با افزایش خودروهای برقی و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، برای تأمین نیاز پالایشگاهها و صنایع پتروشیمی به نفت وارداتی وابسته خواهد بود.
نفت؛ اهرم جدید قدرت چین
تحولات ماههای اخیر نشان میدهد ذخایر نفتی دیگر صرفاً یک ابزار برای مقابله با بحران انرژی نیستند. کشوری مانند چین که بخش عمده نفت خود را وارد میکند، با ایجاد ذخایر بزرگ توانسته ریسک وابستگی به واردات را به یک ابزار تنظیم بازار تبدیل کند.
چین اکنون در شرایطی قرار دارد که میتواند هنگام افزایش قیمت نفت، واردات خود را کاهش دهد و از ذخایر استفاده کند و در دورههای قیمت پایین نیز به بازار بازگردد و ذخایر خود را افزایش دهد. این رفتار به پکن امکان میدهد در بازار جهانی نفت، نقشی فراتر از یک مصرفکننده بزرگ داشته باشد.
یک تغییر مهم در توازن بازار نفت
جنگ ایران و آمریکا یک تغییر مهم را در بازار جهانی نفت آشکار کرده است؛ نقش سنتی تولیدکنندگان بزرگ در تنظیم بازار در حال تغییر است و در سمت تقاضا نیز کشورهایی مانند چین میتوانند به بازیگران تعیینکننده تبدیل شوند.
رویترز در تحلیل اخیر خود از بازار نفت، چین را بهدلیل کاهش قابل توجه واردات و تقاضای نفت، یک «مرکز جدید تقاضای شناور» توصیف کرده است؛ نقشی که پیشتر بیشتر با تولیدکنندگان بزرگ نفت و بهویژه اوپک و اوپکپلاس شناخته میشد.
در این شرایط، حجم ذخایر چین اهمیت دوچندانی پیدا میکند؛ زیرا هر تصمیم پکن برای برداشت یا بازسازی ذخایر میتواند میلیونها بشکه در روز از تقاضای جهانی نفت را جابهجا کند.
جنگ ایران و آمریکا نشان داد سرمایهگذاری چندساله چین برای ایجاد ذخایر نفتی بزرگ، صرفاً یک سیاست احتیاطی نبوده است. پکن اکنون با در اختیار داشتن ذخایری که برآوردها آن را تا 1.4 میلیارد بشکه میدانند، توانسته بخشی از شوک ناشی از اختلال عرضه خاورمیانه را جذب کند.
اما این مزیت یکطرفه نیست. اگر بحران طولانی شود، ذخایر چین نیز کاهش خواهد یافت و زمانی که پکن تصمیم بگیرد آنها را دوباره پر کند، همین کشور میتواند به یکی از بزرگترین منابع تقاضای جدید نفت در جهان تبدیل شود.
از این منظر، سؤال مهم برای بازار جهانی نفت دیگر فقط این نیست که چین چقدر نفت وارد میکند؛ بلکه این است که چین چه زمانی تصمیم میگیرد ذخایر خود را دوباره پر کند. این تصمیم میتواند به همان اندازه که کاهش واردات چین در ماههای اخیر به کنترل قیمتها کمک کرده، در مرحله بعدی به عاملی برای ایجاد کف قیمتی در بازار نفت تبدیل شود. /تسنیم